تبليغاتX
خواندنیهای شیرین

خواندنیهای شیرین

وجالب

لطیفه+کمی قلقلک

راهنما: غضنفر میخواسته ببینه که راهنمای ماشینش درسته یا خرابه

به پسرش میگه برو ببین درسته یا خرابه.پسرش میره دم راهنما میگه درست خراب درست

خراب درست خراب..................

 

زنگ:یه روز میخه میفته تو آب زنگ میزنه فرار میکنه

 

آرزو: یه روز غضنفر داشت پرتغال پوست میکند میگه:خدایا کاش توش موز باشه

 

جوراب: غضنفر ته جورابش گشاد میشه ته جورابش دستمال میذاره

 

انگیزه: غضنفر دماوند رو فتح میکنه ازش میپرسن انگیزت چی بود؟ میگه:انگیزه در کار نبود

بار خورد رفتیم

 

آرنولد: غضنفر عقب عقب راه میره ازش میپرسن چرا این جوری راه میری؟

میگه : آخه بچه ها میگن از پشت شبیه آرنولد!!!

 

داماد با کلاس: غضنفر در و پنجره ساز بوده میره خواستگاری،میگن داماد چه کاره است؟

میخواستن کلاس بزارن میگن ویندوز عوض کن.................

 

دوپینگ: غضنفر دوپینگ میکنه برای اینکه کسی نفهمه تو مسابقه آخر میشه

 

سیو! : به یکی میگن به نظر شما سیو همان سیب است؟ میگه: نه بابا من چند تا شو

خوردم همون صابون است.....

 

فضا: به غضنفر میگن پسرت اکس زده تو فضاست

میره خونه پسرشو میگیره به باد کتک

پسره میگه بابا چرا میزنی؟ غضنفر میگه چون اکس زدی

میگه کی گفته؟ غضنفر میگه تو رو تو فضا دیده بودنت

 

گوش درد: غضنفر گوشش درد میکرده ،میره گوششو میکشه. رفیقش بهش میگه

بابا دیوونه چرا گوشتو کشیدی ؟ مثل من پرش میکردی!!!

 

فینال:غضنفر میره دکتر و میگه آقای دکتر من چند شبه که در خواب میبینم که با حیوانات

فوتبال بازی میکنم . دکتر میگه: چند تا قرص برات مینویسم از همین امشب

شروع کن به خوردن. غضنفر میگه آقای دکتر نمیشه از فردا بخورم چون امشب فیناله

 

دعوا: غضنفر تو خواب دعواش میشه، فردا شب بچه محل هاشو میاره

پیش خودش میخوابونه............

 

برنده: غضنفر بنز الگانس برنده میشه میفروشه الا غ میخره

 

رفت: غضنفر رفت تونس، دوستش نتونس..............

 

قورباغه: غضنفر برای بچش قورباغه میخره تا بچش شنای قورباغه یاد بگیره

قورباغه رو که میندازن تو آب میبینن قورباغه داره شنای کرال میره

 

مهم: غضنفر مهم میشه ، زیر خودش خط میکشه

 

خواستگاری: غضنفر میره خواستگاری پس از اینکه خانواده دختر و خود دختر رضایت

خودشون رو اعلام میکنن پدر دختره از غضنفر میپرسه پسرم این گلی رو

که به یقه لباست آویختی،خارهاش اذیتت نمیکنه ؟ دامادمیگه:خارا که نه اما گلدون اون

که در پیراهنمه خیلی اذیت میکنه

آژانس:وقتی دکتر البرادعی از مسئولین آژانس انرژی اتمی به ایران میاد

غضنفر ازش میپرسه آقای برادعی اگر راستی شما دکترید پس چرا تو آژانس کار میکنید؟

 

ضایع: غضنفر جلو نامزدش میخوره زمین برای اینکه ضایع نشه میگه داشتی حرکتو!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/10/27ساعت 4:5  توسط mangooly  | 

مرا تنها مگذار!بی تو آسمان زیبا نیست و راه رفت ابر ها به راه رفتن مردگانی

می ماند که ازخوابی دیر پابر خاسته اند.

بی تو کتابها بسته میمانند و قلمها نای نوشتن ندارند.

بی تو هیچ جاده ای به طرف افق های روشن نمی رود بی تو هیچ گاه

پرندهی قلب من بال هایش را برای پرواز آرایش نمیکند.

مرا تنها مگذار!!!

  

نمی خواهم در اتاقی که از بوی خورشید تهی است

نفس بکشم .نمیخواهم در محاصره دیوار ها و پرده ها باشم.

نمیخواهم شکل ستاره ها را از یاد ببرم.

بی تو لبخند مفهومی ندارد و زندگی یک معمای حل نشدنی است.

بی تو قلب من بی جان و دلم یک تکه یخ است.

بی تو شعر های شرقی من بی معناستو گل هایی که در باغچه کاشته ام

رنگ و بویی ندارند.

مرا تنها مگذار.................................!

من نمیتوانم این همه سختی و مشقت و بیقرای را بر شانه های

نحیفم تحمل کنم. من طاقت رو به رو شدن با

امواج بلند دریا و آرامش سپید اقیانوس را ندارم. بی تو خواب بد مزه و تلخ است

و من گویی هزار سال است که پلک بر هم نگذاشته ام

وهزار سال است که آغوشم را به روی کسی

نگشوده ام و هزار سال است که آواز نخوانده ام ، بی تو پنجره ها

خالی از منظره اند و قلب من خالی از شور و اشتیاق .

مرا تنها مگذار...

من نمیتوانم ثانیه های سرد و ساکت را

به طرف فردا هل دهم و روی نزدیک ترین درخت ، قلبم را به یادگار حک کنم.

مرا تنها مگذار................

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1384/10/22ساعت 10:38  توسط mangooly  | 

سلام به دوست های عزیزم

خوبید؟

بچه ها من تا هفته دیگه آپ نمیکنم

چون اصلا حوصله ندارم

از رفتن مینو خیلی ناراحتم اصلا دارم دیوونه میشم

یعنی دست و دلم به هیچ کاری

نمیره، امیدوارم که حالمو درک کنید

فقط دعا کنید که نرن همین

فقط همینو از شما دوست های گلم میخوام

این اولین مطلبی که تو وبلاگم

از خودم و مسائل خصوصیم مینویسم

می خواستم از دوست های نازنینم تشکر کنم

که با نظر های گرمشون

و محبت های بیکرانشون کلبه ی منو روشن کردند:

رزناز جونم، مینو جونم،علی عزیز،

نازنین جون، آوا جونم، ستاره ی گل خودم، بنیامین عزیز

آیدین عزیز،عسل گل خودم،

مهدیه جون،پریسا جون،آبجی خاطره جونم، شیدایی عزیزم

کامران عزیز،سامانتاجون،داداش کمارعزیز،

احسان عزیز،رنگ رنگی عزیز،

دوست خوب خودم، داش حامد عزیز،بهدادعزیز

پاشا عزیز،مریم جون،حمید عزیز،نوید عزیز،جواد عزیز

مونای گلم ،هامون عزیز،شیرین خوبم

و همه ی دوست های نازنینم که نیازمند حضور سبزشان هستم

تا هفته دیگه قربان همه گیتان بای بای

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/10/12ساعت 21:42  توسط mangooly  | 

حرف دل .... !!!

آن چنان ساده و بی تفاوت از کنا رهم میگذریم

که گویی برایمان اهمیتی ندارد که در اطراف تنهاییمان چه میگذرد !!!

گویی به تنهایی و مردم گریزی خو کردهایم و تنها چیزی که برایمان مهم نیست دل دیگران و

حدیث رنج های آنان است.

آیا زمان آن نرسیده که از شتابمان بکاهیم و کمی هم به صدای دل یکدیگر

گوش بسپاریم

بیا به خاطر تقدس دل خودمان و دیگران یکدیگر را به رسمیت بشناسیم و کاشانه

دل هایمان را خانه تکانی کنیم..............

ای دوست ای یار و رفیق

وقتی برای بازگشت نمانده است

جاده کوتاه ، وقت تنگ و نفس همچنان تند تر از گذشته میزند

هنوز هم میتوان امید داشت

میتوان عشق را ابراز کرد

وقت تو از عمر شقایق های وحشی افزون تر است اما

عمر من شاید کوتاه تر از وقت تو باشد

پس کلامی بگو و آهنگی از دوستی بنواز...!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/10/07ساعت 14:30  توسط mangooly  | 

به یاد داشته باشیم.........!

هر چه زمان کمتری داشته باشیم کار های بیشتری انجام میدهیم

وقتی در بندر غم لنگر می اندازی ،

شادی در جای دیگری شناور است .همه خواهان آنند که در اوج

قله زندگی کنند ،اما همه شادی ها و

پیشرفت ها زمانی رخ میدهد که در حال صعود به قله هستند.

پند دهی فقط در دو برهه از زمان جایز

است اول زمانی که از شما خواسته شود و دوم هنگامی که

خطری زندگی کسی را تهدید میکند.

وقتی سعی میکنید عملی را تلافی کنید و حسابتان را با کسی

تصفیه کنید تنها به او اجازه داده اید

بیشتر شما را برنجاند...............................................................!!!

 

*****

شنا کردن در جهت جریان آب ،از عهده ی ماهی مرده هم بر می آید

*****

نتیجه ی اراده ی ضعیف حرف است و نتجیه ی اراده ی قوی عمل

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/10/04ساعت 14:19  توسط mangooly  |